گاهي اوقات فکر کردن به زندگي و جداسازي چيزهايي که از آن آموختهايد، به اندازه جرات کردن و قدم در يک راه پرخطر گذاشتن اهميت دارد. زندگي چه درسي به شما داده است؟ اگر ميتوانستيد در زمان سفر کرده و به کودکي خود برويد و درسهايي درباره زندگي بياموزيد چه حرفهايي را به زبان ميآورديد؟ در ادامه با درسهاي زندگي آشنا خواهيد شد:
1وقت خود را بيشتر با کساني بگذرانيد که شما را ميخندانند. با آدمهايي که براي تاثير گذاشتن بر آنها بايد خودتان را تحت فشار قرار دهيد کمتر معاشرت کنيد. 2هرگز به کسي نگوييد روياهاي او غيرقابل دسترس و غيرممکن است. اگر او به شما ثابت کند که اشتباه کردهايد، مانند يک فرد نادان جلوه خواهيد كرد. 3مهم نيست چند بار مرتکب اشتباه ميشويد يا تا چه اندازه کند حرکت ميکنيد، با همين حال هم شما از کساني که اصلا تلاش نميکنند جلوتر هستيد. 4اگر شادي را در کسب ماديات (ماشين آخرين مدل، جواهرات گرانبها، لباسهاي مارکدار) جستوجو کنيد، درست مانند اين است که روي دستگاه تردميل يا يک تسمه متحرک در جا حرکت کنيد. قطعا به جايي نميرسيد. 5به لطيفههاي بيمزه هم بخنديد. از ديگران عذرخواهي کنيد. به آنها بگوييد چقدر براي شما ارزش و اهميت دارند. همين لحظات کوچک هستند که زندگي را باشکوه ميسازند. 6در سن 79 سالگي بيشتر از کارهايي که انجام دادهايد، حسرت کارهايي را خواهيد خورد که اصلا انجام ندادهايد. 7زندگي زماني لذتبخش است که دست از تظاهر به خونسردي و آرامش برداريد و تمرکز کنيد که فقط خودتان هستيد. 8ما اغلب بر اساس اطلاعات ناقصي که داريم درباره ديگران قضاوت ميکنيم. به جاي قضاوت کردن درباره شخصيت ديگران يا کارهايي که در زندگي انجام دادهاند، کشف کنيد که علت چه بوده و چه شده که آنها به چنين جايي رسيدهاند. 9اگر ميخواهيد احساس يک آدم ثروتمند را تجربه کنيد، نعمتهايي را که داريد و نميتوانيد آنها را با پول بخريد بشماريد. 10هر چقدر عميقتر خود را بشناسيد، راحتتر ميتوانيد ديگران را درک کنيد. 11لازم نيست تعداد مشخصي دوست دور و بر خودتان داشته باشيد، فقط دوستاني داشته باشيد که از دوستي آنها مطمئنايد. 12کساني که قرار است در زندگي کنار يکديگر باشند راه رسيدن به هم را پيدا ميکنند. شايد به بيراهه بروند اما هرگز يکديگر را گم نميکنند.
13هر چه بزرگتر ميشويد و بيشتر ميآموزيد، تازه ميفهميد که چقدر کم ميدانيد. در سن 72 سالگي زندگي هنوز هم درسهاي تازهاي دارد که به شما بدهد. 14شما ميتوانيد چيزي را که در رسيدن به آن ناتوان بودهايد دنبال کنيد. کافي است فقط آن را به اندازه کافي بخواهيد
. 15شکايت کردن از زندگي درست مانند اين است که خود را به خاطر سيلي زدن به خودتان تنبيه کنيد. اين کار شما مشکلي را حل نميکند، فقط بيشتر آسيب ميبينيد.
16از تغييرات با آغوش باز استقبال کنيد. تغيير اگرچه گاهي چندان راحت نيست اما موجب رشد و انعطاف شما ميشود. تجربه هر چيز جديدي در وهله اول شما را ميترساند اما اين احساسات از بين ميروند و شما ميمانيد با شجاعت و چيزهاي بزرگتري که در زندگي به دست آوردهايد.
17حمايت، راهنمايي و کمک کردن به ديگران يکي از بزرگترين پاداشهاي زندگي است. براي دريافت اين پاداش بايد بخشنده باشيد.
18در حالي که تمرکز اصلي خود را روي هدف نهاييتان گذاشتهايد، بادبانهاي زندگيتان را با بادهاي غيرقابل پيشبيني هماهنگ کنيد و تا رسيدن به مقصد به حرکت ادامه دهيد. 20وقتي براي رسيدن به اهداف و آرزوهاي خود تلاش ميکنيد ميتوانيد روي ياس و نااميديهاي احتمالي که ممکن است در اين مسير پيش بيايند حساب کنيد. نااميد نشويد، راه رسيدن به آرزوها هرگز يک مسير هموار نبوده است. به اين مشکلات همانند يک چالش فکر کنيد که زندگي سر راه سفرتان قرار داده است. آنها لازم هستند و به رشد شما کمک ميکنند. 20کمتر از درآمدتان خرج کنيد، آنقدر با دست خالي پيش برويد تا پولي به دست آوريد. 22آزادي بزرگترين موهبت شماست و خودکفايي بزرگترين آزادي است.
21حتي زماني که احساس ميکنيد چيزي نداريد، يک نفر در جايي ديگر هست که از شما کمتر دارد. او را پيدا کرده و کمکش کنيد. علتش را خودتان خواهيد فهميد.
22زندگي مشترک متحول ميشود و تغيير ميکند. احساساتي که نسبت به همسرتان در اوايل ازدواج داشتهايد به مرور زمان بارها و بارها دستخوش تغيير و دگرگوني خواهد شد. خود شما نيز در همان جهت تغيير کرده يا حداقل از تغييرات همسرتان استقبال ميکنيد و آنها را ميپذيريد. اين کار نيازمند تلاش و گاهي حتي مشاوره است. روي اين تغييرات سرپوش نگذاريد وگرنه روزي ميرسد که همسرتان براي شما غريبه ميشود.
23منفيبافي مولد منفيبافيهاي بعدي است. وقتي فقط روي کمبودها تمرکز کنيد، قطعا همان سرتان خواهد آمد. ديگر به دنبال نقاط مثبت زندگي نميرويد و هر وقت هم که اتفاق مثبتي بيفتد، دنبال جنبههاي منفي آن ميگرديد. 24براي داشتن چيزي که هرگز نداشتهايد، بايد کاري را انجام دهيد که هرگز انجام ندادهايد.
25آنچه که ميگوييد زياد اهميت ندارد، مهم احساسي است که به ديگران ميدهيد.
26داشتن يک ذهن باز کليد کسب دانش و آگاهي بيشتر است. اگر ميخواهيد بيشتر درباره جهان بدانيد، بايد ذهن خود را باز نگه داريد. بايد به چيزها و آدمهاي اطراف خود فرصت بدهيد.
27اگر طالب عشق هستيد به ديگران عشق بورزيد. اگر دوست ميخواهيد، رفتار دوستانهاي داشته باشيد. اگر به دنبال پول هستيد، ارزشسازي کنيد. به همين سادگي.
28اگر چيزي 3 روز يا 3 ماه يا 3 سال بعد از امروز ارزشي براي شما ندارد، وقت خود را بابت نگراني براي آن هدر ندهيد.
29هرگز افسوس نخوريد. اگر اتفاق خوبي افتاده که عالي است و اگر اتفاق بدي افتاده، تجربه و درس عبرت است. 30مشغول بودن با مفيد بودن فرق دارد.
31زندگي به طرز باورنکردني کوتاه است. وقتي جوان هستيد فکر ميکنيد زمان زيادي پيش روي شماست اما باور کنيد زمان خيلي زودتر از آنچه فکرش را ميکنيد ميگذرد. قبل از اينکه فکر کنيد بزرگ شدهايد موهاي سرتان سفيد خواهند شد. بچهدار ميشويد و در يک چشم بر هم زدن ميبينيد آنها از دانشگاه فارغالتحصيل شدهاند. به اندازهاي مکث کنيد که بتوانيد از تمام اين لحظات لذت ببريد.
32اشتباهات درسهاي بزرگي به شما ميدهند. هر بار که اشتباه ميکنيد، يک قدم به هدف نزديکتر ميشويد. تنها اشتباهي که واقعا به شما لطمه ميزند اين است که از ترس اشتباه کردن دست به هيچ کاري نزنيد. 33سلامتي شما زندگي شماست، مراقب آن باشيد. معاينات پزشکي ساليانه را انجام دهيد.
34تغيير تنها چيز باثبات در زندگي است.
35کمک کردن به ديگران است که از شما يک انسان محترم و آبرومند ميسازد.
36بايد به دنبال خلق موقعيت باشيد. فرصتها به ندرت در خانه کسي را ميزنند که اصلا دنبال فرصت نيست. بايد به دنبال فرصتها باشيد و براي خودتان موقعيت خلق کنيد. بايد مبتکر باشيد تا روي غلتک بيفتيد و تمام درها به روي شما باز شوند.
37مغزتان را فعال نگه داريد. دچار روزمرگي نشويد. دست به کارهاي جديد بزنيد، چيزهاي جديد ياد بگيريد و در تمام ابعاد زندگي خود ايدههاي تازه را کشف کنيد. ذهن خودتان را به چالش بکشيد. کنجکاو باشيد و نسبت به دنياي پيرامون خود علاقه نشان دهيد.
دوستان عزیز وگرامی اگرشماهم دراین مورد نظری دارید برای من بنویسید.
نوشته شده توسط hamid در سه شنبه 2 اسفند 1390 ساعت 10:27:41 PM |